X
میکروبلاگ هر ایرانی
دختر بچه های خوشکل و ناز
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
دختر بچه های خوشکل و ناز
بچه دار جمعه 10 شهريور 1391

دخترها نمی توانند


۱- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش

۲- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری

۳- ۲۴ ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی کردن ....

۴- بلند کردن چیزی

۵- پرتاب کردن

۶- پارک کردن

۷- خواندن نقشه

۸- دزدی کردن از بانک

۹- آرام و ساکت جایی نشستن

۱۰- بیلیارد بازی کردن

۱۱- پول شام رو حساب کردن

۱۲- مشاجره کردن بدون داد کشیدن

۱۳- مواخذه شدن بدون اینکه گریه کنن

۱۴- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی

۱۵- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه

۱۶- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن

۱۷- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن

۱۸- راه انداختن درست یک ویدئو

۱۹- تماشای یک فیلم جنگی

۲۰- انتخاب سریع یک فیلم

۲۱- ایستاده جیش کردن

۲۲- ندیدن فیلم هندی و عاشق سلمان خان و شاهرخ خان
و دیگر جک و جوادهای سینمای هند نبودن

۲۳- غیبت نکردن

۲۴- فحش ناموسی دادن

۲۵- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد

۲۶- آرایش نکردن

۲۷- لاک نزدن

۲۸- صحبت نکردن وقتی که باید ساکت باشن

۲۹- سیگار برگ و یا چپق کشیدن

۳۰- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده

۳۱- گریه کردن بدون آبریزش بینی
.
‌۳۲- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون

۳۳- تماشای اخبار و خوندن روزنامه

۳۴- نق نزدن

۳۵- لگد زدن

۳۶- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن

۳۷- اخ تف کردن

۳۹- خواستگاری رفتن

۴۰- موارد بالا رو قبول کردن.

(ببخشید اگر واقعیت تلخه...)

بچه دار جمعه 10 شهريور 1391

شعر درباره زن ذلیل ها به زبان طنز

الهی! به مردان در خانه ات
با آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنانکه با امر (( روحی فداک ))
نشینند و سبزی نمایند پاک
به آنان که از بیخ و بن زی ذیند
شب و روز با امر زن می زیند
به آنانکه مرعوب مادر زنند
ز اخلاق نیکوش دم میزنند
به آن شیر مردان با پیشبند
که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنانکه در بچه داری تکند
یلان عوض کردن پوشکند
به آنانکه بی امر و اذن عیال
نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنکه با ذوق و شوق تمام
به مادر زن خود بگویند: مام!
به آنانکه دارند با افتخار
نشان ایزو...نه! (( زی ذی نه هزار ))
به آنانکه دامن رفو میکنند
ز بعد رفویش اتو میکنند
به آنانکه درگیر سوزن نخند
گرفتار پخت و پز مطبخند
به آن قرمه سبزی پزان قدر
به آن مادران به ظاهر پدر
الهی! به آه دل زن ذلیل
به اشک چشمان ممد سبیل(!)
به تنهایی مردان که از لنگه کفش
چو جیغ عیالشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار!
از این زن ذلیلی مکن بر کنار!
به زی ذی جماعت نما لطف خاص
نفرما از این یوغ ما را خلاص!

بچه دار جمعه 10 شهريور 1391

امروز مطلبی در باره مجموعه اشعار شادروان محسن پزشکیان ـ که به زودی منتشر می شود ـ می نوشتم. تاریخ یادداشت را که نوشتم، متوجه شدم امشب، شب تولد او نیز هست. حیفم آمد شما را به شعری از او میهمان نکنم. یادش گرامی باد!

 

پـنـاه

 

آن سوی شیشه

            سرما

                        بیداد می کند.

 

در سردسیر پربرف

در بادهای هرزه که تا عمق استخوان

                                    می تازد

خورشید استوایی چشمت اگر نبود

بر من چه می گذشت؟

 

پای اجاق قلبت

هنگامۀ تمامی برفستان را

از یاد می برم.

بچه دار جمعه 10 شهريور 1391

                                        قدر زن تون را بدونین!

                         

                          
           

درسته که بین ما مردا معروف شدن به وزیر سلب آسایش، یا خانه خراب کن، یا مسوول آه و ناله، یا متصدی غمب و تلمب و نق زدن، یا اشغال کننده ی دایمی تلفن، یا سوهان روح، یا سردرد ساز، یا خونه ی مامانم اینا، یا وزیر جنگ، یا...!

اما خدا وکیلی حالا که کسی نیست و خودمون تنها هستیم و این مطلب هم زن هامون نمی خوننش، آیا خونه ای که زن توش نباشه به درد تلفک، ببخشید به درد تربزه، ببخشید به درد پشیزی هم می خوره؟

درسته که زن بلای جون آدمه ولی حضرت عباسی خونه ای که زن توش نیست به چه دردی می خوره؟

آهای زن دارها، آهای عیال وارها، آهای اونایی که هنوز زن نگرفته اید ولی مادر تون داره زحمت تون را می کشه، این قدر احساس غرور نداشته باشین و این قدر به خودتون نگین که مرد هستین و مرد باید مغرور باشه، همین امروز که این مطلب را می خونین دست مادر تون را ببوسین و دست زن تون یا همسرتون یا شریک زندگی تون، یا مادر بچه هاتون، یا رئیس خونه تونو ببوسین و بذارین روی سرتون و خدا را شکر کنین و بهش بگین که قدرش را می دونین.

شاید فکر می کنین که روز زنه یا هفته ی مادره، نه این جوری نیست، اما همش که قرار نیست به این و اون بپریم و قلم انتقاد را توی دست بچرخونیم و قرار نیست که همیشه سر سبز را خرج زبان سرخ مون کنیم و برای خودمون دشمن بتراشیم، هر چند که ممکنه بعد از این مطلب کلی دشمن پیدا کنم و مورد انتقاد قرار بگیرم و سر سبزم را با این سرخ زبانی به باد بدم، اما خدایی می خوام حق را بگم!

خدا می دونه خونه ای که زن توش نیست به درد هیچی نمی خوره و این مطلب را من می دونم و تو می دونی و اون می دونه و ما می دونیم و شما می دونین و اونا می دونن که زن شون فقط برای یه هفته توی خونه شون نیست یا به مسافرت رفته یا قهر کرده و به خونه ی مامانش اینا رفته یا زیارت رفته یا دور از جون مون و جون تون و جون شون طلاق گرفته یا به قول امروزی ها متارکه کردن که چه اوضایی توی خونه راه میافته.

درسته که خوش به حال این غذافروشی ها و ساندویچی ها و فاست فودی ها می شه و شما هم زیاد از بابت خورد و خوراک توی زحمت نمی افتین، ولی خریدن غذا و حاضر کردنش برای خوردن و آماده کردن یه لیوان آب یخ و درست کردن یه فلاکس چای و بعد شستن ظرفا و بعد ... چه قدر دردسر داره.

باور کنین ساده ترین غذا نیمرو یا املته که ایکی ثانیه می تونین درست کنین اما توی این هفته یا ده روزی که فرشته ی زندگی تون توی خونه نیس چند بار می تونین تخم مرغ نیم رو یا املت درست کنین؟ و چند شب می تونین روی دل خودتون بدین و بگین پختنی برای شام بده و نون و ماست و خیار می خورم! و شب که خوابین به صدای قرو قر شکم تون گوش بدین و اعصاب تون خورد بشه و به شکم پلویی و بی زار از شام حاضری خوردن تون بگین که همین امشبه!

چه قدر سخته که ظهر از سر کار بیاین و خسته و کوفته و عصبانی که رزومرگی و اعصاب خوردی با دهان تشنه و گشنه یه هندونه ی خنک توی یخچال تون نباشه و اگه باشه زن مهربون تون نباشه که برش بزنه یا قاچ کنه و جلو تون بذاره و شما بخورین و یه تشکر خشک و خالی هم ازش نکنین و فکر کنین که وظیفشه و با خودتون بگین پس زن گرفتم که چی؟

چه قدر وحشتناکه که مهمون باهاتون بیاد خونه و زن شما تشریف نداشته باشه تا با یه غذای خوب مثل کلم پلو جلو مهمونن تون در بیاین و شما حتی بلد نیستین یه خیار را پوس بگیرین و اون لحظه هست که قدر زن توی خونه را می دونین و جای خالیش را احساس می کنین و آرزو می کنین که هیچ وقت تا زمانی که زنده هستین بی زن نباشین یا خدا مادر تون را براتون نگه داره، با شما هستم که خرس گنده شدین و هنوز زن نگرفتین و همه ی زحمت تون روی دوش مادرتونه، اقلاً دست مادرتون را ببوسین!

آهای مردان زن دار حالا که این قدر از خوبی های زن براتون صحبت کردم نکنه برین سه چهار تا زن دیگه بگیرنا، چون یکیش هم از سر تون زیاده مخصوصا اگه در ردیف ما زن ذلیل ها باشین که آخر عاقبت تون اول با لنگه کفشه و بعد با کرام الکاتبینه! یه ضرب المثل هست که می گه زن یکیش کمه و دوتاش زیاده! یعنی این که زن خوب هزارتاش هم کمه و البته در کل دوتا زن توی خونه از زیاد هم زیادتره! فکر نکنین که بنده تفکر فمنیستی دارم اما طرفدار چند زنی هم نیستم و حتما اونایی که دو یا چند زن دارن هم جرأتش دارن و هم قدرتش دارن و هم شجاع هستن و هم...! و شاید هم هم وضع مالی شون خوبه و یا عدالت شون عین عدالته و هم در کل خوش به حال شون هست!

داشتم خدمت تون عرض می کردم که حالا که خودمون تنها هستیم و کسی به حرفامون گوش نمی ده و این صحبت ها هم به گوش زن هامون هم نمی رسه حواس مون جمع باشه که خونه ی بی زن مثل کندوی بی ملکه است یا مثل خرابه هاست و سوت و کوره و چند روز که زن توی خونه نباشه همه جا ی در و دیوار و سقف خونه تا عنکبوت می زنه!

بدی ما مردا اینه که خیلی ادعامون می شه و خیلی از خود راضی هستیم و خیلی خودمون را مهم می دونیم و برای این که صبح تا عصر کار می کنیم سر زمین و آسمون و زن و بچه و عیال و خانواده و افراد تحت تکفل و اشخاص واجب النفقه مون هم منت داریم که صبح می ریم سر کار و ظهر با هزار آخی و واخی بر می گردیم خونه اما غافل از این که همسر مون از صبح تا شب توی آشپز خونه و از صبحونه گرفته تا نهار و عصرانه و شام و ( افطاری و سحری ) میان برنامه و جارو زدن و رفت و روب و شستو شو و گرد گیری و رخت شستن و آفتاب کردن و از همه مهم تر بچه به دنیا آوردن و بزرگ کردن و مهد کودک و دبستان و مدرسه و دبیرستان و دانشگاه و سربازی فرستادن و اون زن های محترمی که سوای این زحمت ها و کارهای سخت و تکراری و خسته کننده ی توی خونه، کارمند هم هستن و شغلی بیرون از خونه دارن و باز به امثال ما مردا و شما و اونا و همه ی مردا شون کمک مالی می کنن و هنوز ما دو قرت و نیم مون هم باقیست! و قدر این فرشته هایی که خداوند برامون فرستاده را نمی دونیم، پس ای مرد های مغرور تا دیر نشده هر چه زودتر بپرین دست زن ها تون را ببوسین یعنی به این وسیله به زن تون یا به خانم تون یا به همسر تون بفهمو نین که قدر دان زحمت هاش هستین و بهشون بگین که در غیبت شون حسابی کلافه شدین و از بس غذای بیرون را خوردین و تخم مرغ نوش جون کردین و ظرف شستین چیزی نمونده که سر به بیابون بذارین، هر چند همه ی مردای زن دار آرزوی زندگی مجردی را دارن اما زن چیز دیگه ایه و وقتی آدم به مصیبتی گرفتار می شه قدر عافیت را می دونه! خلاص!!

بچه دار جمعه 10 شهريور 1391

ن ذليل

 

الهي! به مردان در خانه ات!


به آن زن ذليلان فرزانه ات!


به آنانکه با امر روحي فداک!


نشينند وسبزي نمايند پاک!


به آنانکه از بيخ وبن زي ذيند!


شب وروز با امر زن مي زيند!


به آنانکه مرعوب مادر زنند!


ز اخلاق نيکوش دم مي زنند!


به آن شير مردان با پيشبند!


که در ظرف شستن به تاب وتبند!


به آنانکه در بچّه داري تکند!


يلان عوض کردن پوشکند!


به آنانکه بي امر واذن عيال


نيايد در از جيبشان يک ريال!


به آنانکه با ذوق وشوق تمام


به مادر زن خود بگويند: مام (!)


به آنانکه دارند با افتخار


نشان ايزو...نه! زي ذي نه هزار!


به آنانکه دامن رفو مي کنند!


ز بعد رفويش اُتو مي کنند!


به آنانکه درگير سوزن نخند!


گرفتار پخت و پز مطبخند!


به آن قرمه سبزي پزان قدر!


به آن مادران به ظاهر پدر(!)


الهي! به آه دل زن ذليل!


به آن اشک چشمان ممّد سبيل (!)


به تنهاي مردان که از لنگه کفش


چو جيغ عيالاتشان شد بنفش!


:که مارا بر اين عهد کن استوار!


از اين زن ذليلي مکن برکنار!


به زي ذي جماعت نما لطف خاص!


نفرما از اين يوغ مارا خلاص! 

 

عاقبت سرپیچی از دستورات خانم خونه اینه
دریافت این عکس!-->